مرحوم مغفور حاج اسدالله فتاحیان

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

در روز 30 خرداد ماه 1306 خورشیدی مطابق با سه شنبه 22 ذی الحجه 1345 قمری در یک خانواده سنتی و مذهبی در محله بازار تهران (کوچه غریبان)دیده به جهان گشودند.پدر ایشان حاج محمود آقا و مادر ایشان معصومه خانم هر دو از نیکان و پاکترین افراد روزگار و سلاله ای پاک که این بار شایستگی فرزندی را می یابد که او را اسد الله نامیدند ، هم او که به حق عصاره ای از تمام پاکان قدمای خود بوده و همه را یک جا جمع داشت.

دوران تحصیل علوم را در مدرسه فرهنگ سپری و همزمان با مجالست عارف ربانی حضرت آقا شیخ مرتضی زاهد و تلمذ از مباحث اخلاقی و عرفانی ایشان دل در گرو راه ایشان گذاشت تا اینکه در اوان 30 سالگی با رحلت استاد خلاء عجیبی مترتب بر حالشان گردید، ولی تقدیر، یکی از شاگردانشان ، حضرت آیت الله آقا میرزا عبد الکریم حق شناس را پیش راه او نهاد تا نسبت به یافتن مراد و مرشد دیگر همت گمارده و در محضر ایشان به کسب فیض علوم اسلامی در باب عرفان و اخلاق و مکاسب بپردازند.

 

 

 

 

حسب بافت خانوادگی که ایشان داشتند ، چنان پدر راه کسب و پیشه را با پیشینه قوی اعتقادی که از اساتید خود کسب نموده بود ادامه دادند و دیری نپایید که ایشان از عرصه تجارت به میدان صنعت و تولید کشیده شدند، بنحوی که در سن 35 سالگی یکی از بزرگترین کارخانجات تولید کفش را در شهرری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی بنام شرکت "کفش اطمینان" بنیان نهادندو علم اخلاق اسلامی را در صحنه صنعت و تولید به منصه ظهور رساندند، به نحوی که به شهادت حضرت آیت الله سید علی غیوری که آن زمان به عنوان مشاور امور مذهبی و شرعی در این واحد تولیدی در کنارشان بودند، محیط و فضای کارخانه همزمان با تولید بهینه ، گویی امکان یک دانشکده فراگیر علوم اسلامی را نیز پیدا کرده بود .دانشگاهی که در راس آن فردی متعهد به اخلاق و مجرب به صنعت به نام ((حاج اسدالله علیزاده )) قرار داشت. همزمان با توسعه فضای کسب و کار، ایشان تصمیم به مهاجرت به فضای شمیرانات گرفتند و چونان همیشه بدنبال مرشد و مرادی برای کسب روزافزون دانش علوم مذهبی ... و در این میان با آشنایی حضرت آیت الله سید ابراهیم خسرو شاهی در پایگاه علمی ایشان مستقر در مسجد المهدی(عج)، تمامی فعالیت های مذهبی خود را معطوف به آن مرکز گردانید و با تشکیل مجالس متعدد علمی و اخلاقی کسب فیض از محض اساتیدی چون حضرات آیات فاطمی نیا، شیخ حسن سعید و نیز حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی نیز نصیبشان گردید، مرادی که تا آخر عمر پر برکت خویش مباهات تلمذ و شاگردی حضرتش را به جان می خریدند.

تاریخ مصادف با وقوع انقلاب اسلامی و تلاطمات اقتصادی در حیطه کسب و کار ایشان گردید ولیکن همگان به یاد دارند که ایشان چگونه با همت عالی و توکل و ایمان زاید و الوصفی که زبانزد دوست و آشنا بود مجدداً از نقطه صفر، کارآفرینی خود را آغاز و با گذشت مدت زمان ناچیزی نسبت به بازگشت همه آن چیزی که از دست رفته بود با غیرت و همت و توکل خویش به کار جدید همت گمارده و نسبت به تاسیس " شرکت نیاگام " اقدام نمودند. در فروردین 1367 همزمان با شروع بهار، پاییزی برای ایشان مقرر گردید و بار دیگر در میزان امتحان الهی قرار گرفتند تا به خود و همگان ثابت نمایند که روح اخلاق و ایمان اسلامی تا چه حد بر ایشان مستولی است .آری خبر شهادت فرزند عزیزش دانشجوی "شهید عبدالحمید " فتاحیان جرقه درخشانی بر روح و جسمش انداخت که نشان آن تا پایان عمر با ایشان بود و همراه تکه کلامشان این بود که عبدالحمید شفیع من در محشر است...  .آری اوآنچنان سرافراز و سربلند از این آزمون الهی بیرون آمد که انگشت حیرت همگان بر دهان باشدو پس از آن بود که آهسته آهسته تصمیم به بازنشستگی در امور تجاری و تمرکز بر امور معنوی خویش گرفت و چنان زیبا این مسیر را طی نمود که الگویی گشت برای آیندگانش .


سرانجام در صبح روز 28 فروردین ماه 1388 با دلی آرام و قلبی مطمئن داغ فراق خویش را بر دل ما گذاشت و صفحه نورانی زندگی دنیوی خود را پس از 82 سال جهد و کوشش همیشگی بست و به اعلی علیین پیوست.


بازدید 850 بار

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

خبرنامه پیامکی

لطفا نام خود را وارد نمایید
لطفا تلفن تماس خود را وارد نمایید
Invalid email address.